سخنان حکیمانه بزرگان درباره کتاب

اتاق بدون کتاب، مانند جسم بی‌روح است. سیسرون

برگ‌های کتاب، به منزله بال‌هایی هستند که روح ما را به عالم روشنایی پرواز می­دهند. ولتر

باید زیاد مطالعه کنیم تا بدانیم که هیچ نمی­دانیم.ونتسکیو

پرورش روحی بشر بر عهده کتاب است.پلو تارک

در دنیا لذتی نیست که با لذت مطالعه برابری کند.تولستوی

کتاب، جام جهان نماست.هوگو

من هیچ غمی نداشته­ام که خواندن یک صفحه کتاب، آن را از بین نبرده باشد.مونتسکیو

کتاب خواندن، بزرگ‌ترین لذت هر مرد شرافتمندی است.لولین فایر

کتاب‌ها بودند که به من کمک کردند تا از باتلاق نادانی بیرون ایم وگرنه نابود می­شدم.ماکسیم­ گورگی

هنگامی‌که مردم از کتاب خواندن باز می­مانند، از فکر کردن باز می­مانند.دید رو

کتاب، برای تعلیم و تربیت نوشته شده و نقش تعلیم و تربیت، بی­اندازه مهم است؛ زیرا سرنوشت قطعی زندگی بشر را تعیین می­کند.و.گ بلینسکی

سخنان محمد طیب نویسنده ایرانی

«کتاب‌ها دو جورند: کتاب­هایی که وقتی با آنها محشوری، تنهایی و کتاب­هایی که وقتی تنهایی، با آنها محشوری».

«کدام محروم‌ترند؟ کسی‌که کتاب خوب دارد، ولی وقت ندارد یا آن‌که وقت دارد، ولی کتاب خوبی در دست ندارد؟».

«وقتی کتاب­های خوب را بد تبلیغ کنند، مثل این است که کسی با صدای خرناس، دیگران را به استراحت دعوت کند».

«کتاب، عسل است... لطفاً مواظب زنبورهای تقلبی باشید».

«کتاب خوب، عسل طبیعی است، احوال ذائقه شما چطور است؟».

«پیش از آنکه کتاب‌های بد، ما را به آتش بکشند، خوب است ما با آب معرفت بشوییمشان».

«اگر با خواندن یک کتاب خوب، به هیچ‌یک از اهدافتان نرسیدید، لطفا اهدافتان را تغییر دهید».

«دفن کتاب فاسد و مرده، وظیفه خواننده‌ای است که می­خواهد سالم و زنده بماند».‍‌‌‌

«کتابی که حرفی برای گفتن داشته باشد، حرف ندارد».

«نادانی بد است، ولی از آن بدتر، بددانی است که از بدخوانی می­آید».

«کتاب بد، کتابی است که در جوانی پیر شده و کتاب خوب، کتابی است که هرچه می­گذرد، جوان­تر می­شود».

«کتاب بد، تو را خسته می­کند، ولی کتاب خوب را تو خسته می­کنى، از بس مکرر می­خوانی».

«فرق جامعه غربی و اسلامی در این است که آنجا اثر«من» مطرح است و اینجا «اثر» من».

«به نظر یک ناشر پول‌دوست، هر کتابی که «سودآور» نباشد، «سوز آور» است».

«خواننده زیرک کسی است که قبل از خواندن یک کتاب شیطانى، بتواند دست ناشر و نویسنده را بخواند».

«اگر واقعاً کتاب‌خوانى، یک برگ از کتاب وجود خودت را بخوان!».

کتاب و کتاب خوانی از منظر بزرگان

مسعودی

ابوالحسن علی بن حسین مسعودی، صاحب کتاب معروف مروج الذهب درباره کتاب، چنین می گوید: «چه همدم و یار خوبی است کتاب! اگر خواهی، لطایف آن سرگرمت کند و بخنداندت و گرخواهی، مواعظ آن، تو را اندرز دهد. کتاب، مونسی است که از نشاط تو نشاط گیرد و با خفتن تو بخوابد و جز آن چه تو خواهی نگوید. همسایه ای نکوکارتر، معاشری منصف تر، رفیقی مطیع تر، معلمی پرمایه تر، یاری لایق تر و امین تر و سودمندتر و نکوخصال تر و سرگرم کننده تر از آن نیابی. اگر بدونظر کنی، تو را بهره دهد، فهمت را قوی کند و علمت را بیفزاید».

ابن ادریس

ابن ادریس حلی که از فقیهان نامور اسلامی است، درباره کتاب چنین می گوید: «چه بسا انسان فرزانه ای که در می گذرد، ولی کتاب هایش می ماند. خردمند، فانی می شود؛ اما اثرش ماندگار می گردد. اگر پیشینیان در کتاب هایشان حکمت های شگفت را جاودانه و شیوه زیست خود را برایمان ثبت و بدین ترتیب نادیدنی را برایمان دیدنی نمی کردند و درهای بسته را نمی گشودند و فزونی دانش خود را بر کمی معلومات ما نمی افزودند، اکنون چه عاقبتی نصیب ما می شد؟»

جاحظ

جاحظ، یکی از ادیبان مشهور و دانشمند معروف جهان اسلام است. وی درباره کتاب، سخن جالبی دارد. ایشان در این باره می گوید: «کتاب، درختی است که همیشه پربار و پرمیوه و ثمر است. کتاب، هم نشینی است که تو را خسته و ملول نمی سازد. دوستی است که تو را فریب نمی دهد. رفیقی است که به تو آزار نمی رساند. اگر مطالعه کتاب هیچ فایده ای نداشته باشد، جز همین که تو را از ایستادن بیهوده در منزل و نگاه کردن به عابران باز دارد، کفایت می کند».

اسمیت

اولیور کولد اسمیت، یکی از نویسندگان سرشناس غربی، درباره کتاب می نویسد: «وقتی که دفعه اول، یک کتاب خوب می خوانم، مانند آن است که با یک دوست جدید آشنا شده ام. وقتی که همان کتاب را دو مرتبه می خوانم، مانند آن است که با دوست قدیمی، مجددا ملاقات کرده ام».

ساموئیل اسمایلز

اسمایلز، در مورد فایده های کتاب می گوید: «کتاب، برای طبقات مختلف مردم مفید است. چه بسیار کسانی که قوای افسرده و خاموش آنان، پس از خواندن تاریخ حیات بعضی رجال بزرگ، شعله ور شده است و در خود، استعداد کافی احساس نموده، از تنگنای بطالت به شاهراه کار و سعادت افتاده و رشته زندگی را به کلی تغییر داده اند. گاه، کتاب انسان را سراپا شعله و همت و غیرت و نشاط می کند».

مطالعه و تحقیق، در زندگی عالمان و دانشمندان جایگاه مهم و نقش اساسی داشته و دارد. از این رهگذر، علاقه مندی آنان به مطالعه و پژوهش، از عوامل اصلی پیشرفت شان در زندگی بوده و هست؛ زیرا مطالعه، دریچه هایی از دانش های گوناگون را به روی انسان می گشاید و نردبانی برای رسیدن وی به قله کمال می شود. در این باره، حکایت های زیر شنیدنی است.

مطالعه همیشگی امام خمینی رحمه الله

آیت الله سبحانی می گوید: «زمانی که سن امام داشت از پنجاه سال تجاوز می کرد، گاهی شش ساعت پی در پی مطالعه می کردند. در سال 1370 ه . ق برابر با 1330 شمسی، سه ماه تابستان را در محلات گذرانیدند. در این مدت، پس از صرف صبحانه، از ساعت شش تا دوازده مشغول مطالعه می شدند و هرگاه نوعی خستگی و یک نواختی در کار خود احساس می کردند، خود را با نگارش اندیشه هایشان سرگرم می کردند.

تنوع در مطالعه

حجت الاسلام انصاری کرمانی می گوید:

مطالعات تاریخ یا تفسیر و کتاب های اخلاق و روایت ها نیز در برنامه کاری امام بوده است و گاهی امام این نوع کتاب ها را مطالعه و در فرصت های لازم از آنها استفاده می کردند.

گاهی ده دقیقه امام را می دیدم

از خانم فریده مصطفوی ـ دختر حضرت امام ـ نقل است:

در زمان مرجعیت آقای بروجردی که امام مسئولیت رهبری مبارزه را نداشتند، آن قدر مشغول مطالعه و درس بودند که ما فقط سر ناهار یا گاهی ده دقیقه سر شب ایشان را می دیدیم.

توصیه تفکر مستمر تا حل مطلب

«حجت الاسلام و مسلمین همت اللّه مؤمنی شهمیرزادی نقل می کند:

همیشه دوستان می گفتند: امام مجتهدپرور است. روش تدریس امام واقعا میدان اجتهاد را گسترده می کرد و اجتهادپرور بود. گاهی از اوقات به ما توصیه می فرمودند: اگر شب، هنگام مطالعه در شب با یک مشکل علمی یا مطلبی برخورد کردید که برایتان یک قدری فهمش مشکل است، نکند بگویید من مطلب را نمی فهمم، کتاب را ببندید و بعد چراغ را خاموش کنید؛ توی تاریکی بنشینید و فکر کنید و آن قدر فکر کنید تا مطلب برای شما روشن شود. باید فکر کنید تا حل شود.

علامه سیدمحمد حسین طباطبایی

علامه طباطبایی، درباره اهتمام خویش به مسئله مطالعه و تحقیق می گوید:

در اوایل تحصیل که به صرف و نحو اشتغال داشتم، علاقه زیادی به ادامه تحصیل نداشتم. ازاین رو، هر چه می خواندم، نمی فهمیدم و چهار سال به همین نحو گذرانیدم. پس از آن، یک باره عنایت خدایی دامن گیرم شد و عوضم کرد و در خود، یک نوع شیفتگی و بی تابی به تحصیل کمال حس کردم، به گونه ای که از همان روز تا پایان ایام تحصیل که تقریباً هفده سال کشید، هرگز در برابر تعلیم و تفکر، درک خستگی و دل سردی نکردم و زشت و زیبای جهان را فراموش کردم و تلخ و شیرین حوادث را برابر می پنداشتم. بساط معاشرت غیراهل علم را به کلی برچیدم.

در خورد و خواب و لوازم دیگر زندگی، به حداقل ضروری قناعت می کردم و باقی را به مطالعه می پرداختم. بسیار می شد به ویژه در بهار و تابستان که شب را تا طلوع آفتاب با مطالعه می گذرانیدم و همیشه درس فردا را شب پیش مطالعه می کردم و اگر اشکالی پیش می آمد، با هر خودکشی بود، حل می کردم و وقتی به درس حضور می یافتم، از آنچه استاد می گفت، قبلاً روشن بودم و هرگز اشکال و اشتباه درس، پیش استاد نبردم.

محمدعلی حزین لاهیجی

محمدعلی لاهیجی درباره علاقه خویش به مطالعه کتاب های گوناگون چنین شرح می دهد:

اشتیاق به مباحثه و مطالعه، آن چنان مرا بی قرار کرده بود که به لذت های دیگر توجه نداشتم و در بسیاری از شب ها به خاطر مطالعه بیدار می ماندم. والدینم دلشان به رحم می آمد و مرا نصیحت و التماس می کردند که کمی استراحت کنم، ولی فایده ای نداشت. اگر در حین مطالعه با مشکلی روبه رو می شدم، از پدرم می پرسیدم. بسیاری کتاب ها را در فنون و موضوعات مختلف مطالعه کردم و در عین حال، علاقه زیادی هم به عبادت و طاعت خداوند داشتم.

سیدنعمت الله جزایری

سیدنعمت الله جزایری در نقل خاطره ای از زندگی خود می گوید:

در گرمای تابستان، طلاب شب ها به بام مدرسه می رفتند، ولی من در حجره ام را می بستم و شروع به مطالعه و حاشیه نویسی و تصحیح می کردم تا اذان صبح. بعد از نماز صبح، صورتم را بر روی کتاب می گذاشتم و لحظه ای می خوابیدم تا آفتاب طلوع می کرد و آن گاه تا ظهر به تدریس می پرداختم. بعدازظهر هم به درس می رفتم و درس می خواندم. بسیاری از مواقع، از سر راه نانی می گرفتم و می خوردم. چون اغلب برای مطالعه، روغن چراغ نداشتم، اتاقی بلند گرفته بودم که درهای متعدد داشت و در آن می نشستم و زیر نور ماه کتابم را می گشودم و می خواندم و چون ماه دور می زد، دری دیگر را که رو به ماه داشت، می گشودم و کتاب می خواندم. دو سال همین کار را کردم تا آن جا که چشمانم ضعیف شد.

ابوعلی سین

شیخ ابوعلی سینا نابغه مشرق زمین، از پشت کار و علاقه خود به مطالعه و تحقیق می نویسد:

من به مطالعه و تحصیل در طبیعیات و الهیات مشغول بودم و به مطالعه آن کمر بستم و روز به روز درهای علم و معرفت به رویم گشاده می شد. بعد از این دو علم، به سراغ علم طب رفتم و کتاب ها و نوشته های زیادی در این خصوص مطالعه کردم و فهمیدم که این علم از علوم دیگر مشکل تر نیست و بعد از مدت کوتاهی، در آن تبحر یافتم. به گونه ای که اطبای مشهور آن زمان نزد من این علم را می آموختند. در همین زمان به مطالعه کتب فقه نیز می پرداختم. در این هنگام 16 ساله بودم. یک سال و نیم باز به مطالعه منطق و فلسفه پرداختم و در تمام این مدت، شب و روز مشغول مطالعه بودم. شب تا صبح بیدار بودم و روز تا شب نمی آسودم و جز فراگرفتن آن علوم، به کار دیگری نمی پرداختم. شب چراغ را روشن می کردم و به خواندن کتاب و نوشتن موضوعات ادامه می دادم تا آن جا که خواب غلبه می کرد یا ضعف و کوفتگی مرا از پا درمی آورد. در آن وقت، مقداری نوشیدنی و شربت می خوردم تا نیروی تازه به دست آورم و به خواندن کتاب ادامه می دادم. در علوم الهی نیز مطالعه داشتم. کتاب مابعدالطبیعه ارسطو را چهل بار خواندم، ولی چیزی نفهمیدم تا اینکه روزی از یک دوره گرد، کتاب اغراض مابعدالطبیعه فارابی را خریدم و خواندم و منظور آن را فهمیدم.

ابن سینا و کتاب

«ابوعلی سینا که در اوایل عمر به مطالعه فلسفه مشغول بود، در قسمت مابعدالطبیعه به شبهات و بن بست های فکری رسید. ازاین رو، مدتی از تحصیل فلسفه کناره گرفت و دچار یأس و افسردگی شد. روزی در بازار بخارا کتاب فروش دوره گردی کتابی را بر وی عرضه داشت، ولی ابن سینا از خریدن آن امتناع ورزید. کتاب فروش گفت: مالک آن دچار فقر و تنگ دستی است، اگر سه درهم بابت آن بدهی، دعاگوی تو خواهم بود.

ابن سینا بابت اینکه احسانی کرده باشد، سه درهم داد و کتاب را به خانه آورد و دید از تصانیف ابونصر فارابی است و با خواندن آن، مقاصد حکما را دریافت و مشکل فلسفی و فکری وی حل شد. به شکرانه رفع این مشکل علمی، مبلغی میان فقرا تقسیم کرد و بارها می گفته: «اگر آن روز من از دادن سه درهم در بهای کتاب خودداری می کردم، هرگز به مقاصد و فلاسفه اطلاع نمی یافتم».

محدث قمی

عالم جلیل القدر، محدث قمی، تألیفات فراوانی دارد. ارزشمندترین تألیف ایشان، سفینة البحار است که نگارش و گردآوری آن 35 سال طول کشیده است. خود ایشان فرموده است: «برای تألیف سفینة البحار دو بار بحارالانوار را از اول تا آخر مطالعه کردم.» وی حتی یک بار به مدت هفت سال شب و روز مشغول مطالعه آن بود و از کثرت مطالعه و خم شدن بر روی زمین، چنان تنگی نفس بر او عارض گشت که گاهی قادر نبود کتابی را از روی زمین بردارد.

همچنین نقل کرده اند محدث قمی به مطالعه علاقه بسیار زیادی داشت. هرگاه با دوستانش که از علما بودند به باغی در اطراف مشهد می رفتند، همین که صرف غذا به پایان می رسید، به گوشه ای خلوت می رفت و مشغول مطالعه می شد. برخی از تألیفاتش، یادگار همین اوقات و لحظات و سفرهای کوتاه وی بوده است.

شیخ عباس قمی

درباره شیخ عباس قمی نوشته اند که «وی برای خرید کتاب با پای پیاده از قم به تهران می رفت تا به تحصیل ادامه دهد و در حالاتش آمده است: در حالی که مبتلا به بیماری ریوی بود و تنگی نفس داشت، یا مطالعه می کرد یا چیزی می نوشت یا به عبادت مشغول بود و در هر شبانه روز، حدود 18 ساعت به مطالعه و نوشتن می پرداخت و خواب و استراحت وی از چند ساعت تجاوز نمی کرد».

بلخی و عشق فراوان به مطالعه

گویند: «بلخی، شاعر شهید، روزی نشسته بود و کتابی می خواند. جاهلی آمد پیش او نشست و سلام کرد و گفت: خواجه تنها نشسته ای؟ گفت: اکنون که تو آمدی، تنها شدم؛ زیرا به واسطه آمدن تو، از مطالعه کتاب باز ماندم.

ابوعلی سینا گفته: من متأسفم که هنگام صرف غذا، از اشتغال به علم و کسب معرفت باز می مانم. او در طلب و ترویج دانش چنان کوشا بوده است که روزی پنجاه ورق می نوشته و گاهی برای فهمیدن درست مطلبی، چهل بار یک مطلبی علمی را مطالعه می کرده است».

آیت الله خاتمی

مریم خاتمی دختر آیت الله خاتمی ـ امام جمعه شهیر یزد ـ می گوید:

پدرم، سیدروح الله خاتمی در ماه مبارک رمضان، شب ها را تا صبح بیدار می ماند و به مطالعه می پرداخت. شبی به اتاقش رفتم. کتاب امام علی علیه السلام صوت العدالة و الانسانیة از جرج جرداق را می خواند. ناگاه جملاتی را برایم ترجمه کرد و قصد داشت عشق به علی علیه السلام را که تمام وجودش را پر کرده بود، به من انتقال دهد.

در منزل ما هرگونه خودخواهی، دروغ و غیبت ممنوع بود، ولی در خواندن هر نوع کتاب آزاد بودیم. روزی کتاب چشم هایش اثر بزرگ علوی را می خواندم که آقا متوجه شد. احساس ترس عجیبی به من دست داد که نکند خلافی کرده باشم، ولی آقا با همان مهربانی همیشگی گفت: می دانی استاد ماکان نام کدام شخصیت است؟ پاسخ دادم: نه. گفت: همان نقاش بزرگ، کمال الملک است. بعد قصه ای از هنر نقاشی او تعریف کرد که هنوز به یاد دارم. با این کار پدر، نه تنها احساس کردم خواندن هیچ کتابی اشکالی ندارد، بلکه معتقد شدم باید بیشتر خواند و کندوکاو کرد و در ضمن، متوجه آثار خوب و بد هر نوشته ای بود.

جاحظ و عشق به کتاب

گویند جاحظ یکی از دانشمندان بنام قرن سوم، علاقه بسیار زیادی به کتاب داشت. هیچ کتابی به دستش نمی رسید، مگر اینکه آن را مطالعه می کرد. حتی دکان ورّاقان را کرایه می کرد و شب را در آنجا می گذرانید تا مطالعه کند.

می گویند: «در یکی از درگیری ها، گروهی از جنگ جویان خانه ابوالفضل بن عمید را غارت کردند. ابن مسکویه می گوید: چون مرا دید، از کتابهای خود جویا شد. گفتم: کسی به آنها دست نزده و همه سالم هستند. سخت شادمان شد و گفت: گواهی می دهم که تو مرد خجسته دیداری هستی. فراموش نکن که اگر گنجینه های دیگر را از دست بدهی، می توانی آن را به دست آوری، ولی این گنجینه (کتاب خوانی) اگر از دست برود، به آسانی به دست نمی آید».

چرا مردم باید کتاب بخوانند؟

«از مترجم نامی، عزت الله فولادوند پرسیدند: چرا باید مردم کتاب بخوانند؟

در جواب گفت: نخست اینکه بخش بزرگی از دانش بشر به صورت مکتوب از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. دوم به دلیل لذتی است که انسان از باخبر شدن و آگاهی پیدا کردن از موضوعات داستانی و هنری می برد که مکتوب هستند و از طریق شفاهی قابل انتقال نیست.

اگر انسان از مکتوبات نسل گذشته آگاهی نداشته باشد و اگر کتاب نخواند، از جهت روحی و فکری در یک زندگی فقیر و بی مایه گرفتار خواهد شد».

 

 

 

 

 

 

محیط طباطبایی:

به نظر من، کتاب بیش از درس و معلم به انسان می آموزد. من نُه دهم معلومات خود را از کتاب آموخته ام و یک دهم را از معلم و درس.

اینشتین:

افکار و اندیشه های انسان به گونه ای است که ممکن است فقط خواندن یک کتاب پایه اندیشه ها و افکار انسان را بر مبنای جدید یا در مسیر خاصی قرار دهد و چه بسا ممکن است کتابی مسیر سرنوشت میلیون ها انسان را در راه مخصوصی بیندازد.

مُنْتِسکیو:

من هیچ غمی نداشتم که خواندن یک صفحه کتاب از بین نبرده باشد. کتاب، عمر دوباره است. در دنیا لذتی که با لذت مطالعه برابری کند، نیست.

کارلایل:

دانشگاه واقعی، جایی است که مجموعه ای از کتاب در آن جمع آوری شده باشد.

موریس مترلینگ:

آدم تنها در بهشت هم باشد، به او خوش نمی گذرد، ولی کسی که به کتاب یا تحقیق علاقه مند است، هنگامی که به مطالعه یا تفکر مشغول است، جهنم، به تنهایی برای او بهترین بهشت هاست.

آبراهام لینکلن:

بدون حکومت، می شود زندگی کرد، ولی بدون کتاب و مطبوعات نمی شود.

وُلتر:

برگ های کتاب به منزله بال هایی هستند که روح ما را به عالم نور و روشنایی پرواز می دهند.

ویکتور هوگو:

خوشبخت، کسی است که به یکی از این دو چیز دست رسی دارد، یا کتاب های خوب یا دوستانی که اهل کتاب باشند.

جرج جرواق:

200 بار نهج البلاغه را مطالعه کردم تا بتوانم درباره شخصیت امام علی علیه السلام بنویسم. اعراب آن روز، قدر علی بن ابی طالب علیه السلام را نشناختند و او را درک نکردند. علی بن ابی طالب علیه السلام متعلق به قرن بیستم است.

ابن ابی الحدید:

در عرض پنجاه سال عمر، هزار بار خطبه همّام را خوانده ام و هر بار اثر خاص بر من نهاده است. نمی دانم این اثر از شدت علاقه ای است که به گوینده آن دارم یا در تأثیر سخن است که بر من می نهد.

سهراب سپهری:

کتاب آسمانی ما (قرآن)، گذشته از جنبه الوهیت و تقدیس، از باارزش ترین شاهکارهای ادبی جهان است.

سقراط:

جامعه وقتی فرزانگی و سعادت می یابد که مطالعه، کار روزانه اش باشد.

بیهقی:

بهترین سخن گویان و یاران، کتاب است و آن گاه که دوستان تنهایت نهند، می توانی به آن سرگرم شوی. اگر او را هم راز خویش قرار دهی، سرّ تو را فاش نمی کند و با کتاب است که می توان به دانش و نیکی ها دست یافت.

محمدتقی شریعتی:

من ده ساعت مطالعه می کنم تا یک سخنرانی کنم و بعضی یک ساعت مطالعه می کنند و ده مجلس حرف می زنند.

مُنْتِسکیو:

کتاب را زیاد مطالعه کنید تا بفهمید که هیچ نمی دانید.

عماد کاتب:

تا به حال ندیدم کسی امروز کتابی بنویسد، مگر اینکه فردا می گوید: ای کاش این عبارت را تغییر می دادم که اگر چنین می نوشتم، بهتر بود و ای کاش این جملات را اضافه می کردم که اگر چنین می شد، نیکوتر بود و ای کاش این قسمت مقدّم بود که اگر چنین بود، جالب تر بود و این شگفت انگیز و مایه عبرت است و این خود، دلیل بر جهل و نادانی بشر است.

صادق طباطبایی:

کتاب را حافظه بشریت خوانده اند. مجموعه دانش و معارف تاریخ مدّون چند هزار ساله را در کتاب می توان یافت. هیچ کدام از وسایل ارتباطی، ژرفای لازم را در اندیشه و تفکر و حوزه قدرت خلاقیت انسان آن گونه که خواندن و نوشتن پدید می آورد، ایجاد نمی کند. از این رو ترویج کتاب و کتاب خوانی، وظیفه و رسالت اصلی دست اندرکاران فرهنگ و دانش جامعه ما می باشد.

در شرایطی که روابط پیچیده اجتماعی و مشکلات روزمرّه، توان مطالعه را حتی برای علاقه مندان به کتاب کاهش داده است، و وجود رسانه های سمعی و بصری خودی و غیرخودی، به دلیل سهولت برقراری ارتباط، اوقات فراغت آنان را پر می کند و به موازات آن، مشکل گرانی کاغذ و وسایل چاپ، نیازهای مالی دست اندرکاران به ویژه نویسندگان، مترجمان و مؤلفان را تأمین نمی کند، نمی توان برای گسترش عناوین و افزایش تیراژها و کشاندن انسان ها به دنیای کتاب، به شعار و موعظه بسنده کرد.

آثار هلاکت بار و چندجانبه رسانه های ماهواره ای و ابعاد خطرناک و مرموز آن، به اندازه کافی، روشن و چشم گیر است. اثرات سوء تلویزیون و تماشای آن، حتی در بزرگسالان، و نیز دگرگونی هایی که تماشای این جعبه جادو در کاهش قوای فکر جوانان و حتی خردسالان قبل از دوران دبستان برجای می گذارد، جای تردید، باقی نمی گذارد که رهبران جامعه باید همه توان و امکانات موجود خود را بسیج کنند و یک جریان و نهضت عمومی کتاب خوانی را تدارک ببینند.

به نظر نگارنده، این مسأله آن اندازه از اهمیت برخوردار است که حتی باید با اختصاص درآمد حاصله از فروش یک روز نفت در سال برای تهیه وسایل لازم چاپ و نشر، مقدمات توزیع ارزان و حتی در پاره ای از سطوح رایگان کتاب را تدارک دید. پرداختن سوبسید برای کتاب، بدون تردید، از تهیه پنیر و روغن ارزان کم اهمیت تر نیست.

اگر به ضرورت گسترش نشر کتاب و فراگیر شدن کتاب خوانی برای حفظ فرهنگ انسانی و تقویت قدرت دفاعی انسان در برابر یورش پیام آوران ویرانگر، اعتقاد داریم، باید از همه راه های ارشادی و تشویقی، بهره جوییم، و حتی با برگزاری مسابقه های منطقه ای و سراسری، شوق و ذوق را در افراد جامعه، به ویژه جوانان برانگیزیم.


-----------------------------------------------------------------------
من از صدقه سري تلويزيون بسيار چيزها آموخته‌ام. به محض اينكه كسي آن را روشن كند، مي‌روم به كتابخانه‌ام و كتابي خوب مي‌خوانم.

 

گروچو ماركس


--------------------------------------------------------------------------------
علاج دلتنگي كنجكاوي است، اما كنجكاوي را علاجي نيست.

الن پار


--------------------------------------------------------------------------------
قدرت تخيل مهم‌تر از معلومات است...

آلبرت انيشتين


--------------------------------------------------------------------------------
هر كه چيزي را نداند چيز ديگري را مي‌داند.

ضرب‌المثل كنيايي


--------------------------------------------------------------------------------
من معضلي نديده‌ام كه با يك ساعت چيز خواندن تسكين نيافته باشد.

شارل دسكونرا


--------------------------------------------------------------------------------
يك كتاب خوب را بايد در جواني خواند، سپس در ميانسالي و بار ديگر در پيري، چنان كه يك بناي زيبا را بايد در روشني بامداد و در نيمروز و در مهتاب ديد.

رابرتسون ديويس


--------------------------------------------------------------------------------
بخش بزرگي از كشور را مي‌توان در كتاب‌ها پيمود.

اندرو لنگ


--------------------------------------------------------------------------------
پس از آنكه از دست استادان رستيم، اينكه چند مرده حلاج مي‌شويم بستگي دارد كه چه بخوانيم. بزرگ‌ترين دانشگاه مجموعه‌اي كتاب است.

تاماس كارلايل


--------------------------------------------------------------------------------
كتابخانه خوب جايي است، كاخي است كه ذهنيات والاي همه ملت‌ها و نسل‌ها در آن درهم مي‌آميزند.

سميوئل نيگر


--------------------------------------------------------------------------------
فرهنگ، بازگشايي ذهن و روان است.

جواهر لعل‌نهرو


--------------------------------------------------------------------------------
كتابخانه آزاد عمومي برترين گهواره دموكراسي در جهان است. در اين جمهوري دانش و ادب رتبه، مقام و ثروت كوچك‌ترين جايگاه ندارند.

اندرو كارنگي


--------------------------------------------------------------------------------
آموختن بدون انديشيدن تلاش بيهوده است؛ انديشيدن بدون آموختن خطرناك است.

ضرب‌المثل چيني


--------------------------------------------------------------------------------
من هميشه آن كاري را مي‌كنم كه نمي‌توانم بكنم، كه شايد بياموزم چگونه آن كار را بكنم.

پابلو پيكاسو


--------------------------------------------------------------------------------
هرگز نبايد فراموش كنيم كه هنر نوعي تبليغ نيست، نوعي حقيقت است.

جان اف. كندي


--------------------------------------------------------------------------------
بينش كافي نيست، بايد همراه باشد با جرات ورزيدن. فايده ندارد كه از پايين پلكان به بالا بنگريم، بايد از پله‌ها بالا رفت.

واسلاو هاول


--------------------------------------------------------------------------------
راز ازلي جهان درك‌پذيري آن است.

آلبرت انيشتين


--------------------------------------------------------------------------------
دريغ از كتابي و گوشه دنجي

جان ويلسن


--------------------------------------------------------------------------------
من هميشه تصور كرده‌ام كه بهشت گونه‌اي كتابخانه خواهد بود.

خورخه لوييس بورخس


--------------------------------------------------------------------------------
به حكم بزرگان، قلم تواناتر از شمشير است.

ادوارد بالور- ليتون


--------------------------------------------------------------------------------
از لحظه‌اي كه كتاب شما را به دست گرفتم تا آن را زمين گذاشتم از خنده روده‌بر شدم. روزي آن را خواهم خواند.

گروچو ماركس


--------------------------------------------------------------------------------
همين كه بداني در پايان روزي طولاني كتاب خوبي در انتظارت است، روز را خوش‌تر مي‌گذراني.

كاتلين نرياس


--------------------------------------------------------------------------------
آموزش‌وپرورش بهترين توشه پيري است.

ارسطو


--------------------------------------------------------------------------------
كلماتي كه جان را برافروزد ارزش‌مندتر از جواهر است.

حضرت عنايت‌خان


--------------------------------------------------------------------------------
هيچ سرگرمي‌اي به ارزاني خواندن و هيچ لذتي چنين پايدار نيست.

ليدي مري ورتلي مونتگيو


--------------------------------------------------------------------------------
حقيقت ندارد كه ما فقط يك بار زندگي مي‌كنيم، اگر بتوانيم بخوانيم، مي‌توانيم هر چه بخواهيم زندگي به انواع گوناگون داشته باشيم.

س.ي.هاياكاوا


--------------------------------------------------------------------------------
هميشه چيزي بخوان كه اگر وسط آن مردي شايسته نمايي.

پ.ج.ارورك


--------------------------------------------------------------------------------
وقتي فكرهاي دلتنگ‌كننده حمله مي‌آورند، هيچ‌چيز به اندازه شتافتن به سوي كتاب‌هايم به من كمك نمي‌كند. بي‌درنگ جذب آنها مي‌شوم و ابرهاي تيره از مغزم مي‌روند.

ميشل دمونتني


--------------------------------------------------------------------------------
كتابخانه زرادخانه آزادي است.

ناشناس


--------------------------------------------------------------------------------
خواندن، دن‌كيشوت را آقاي محترمي كرد. باور به خوانده‌هايش او را ديوانه كرد.

جورج برناردشا


--------------------------------------------------------------------------------
كتاب‌هايي را بخوان كه گاز مي‌گيرند و نيش مي‌زنند.

فرانتس كافكا


--------------------------------------------------------------------------------
معرفت يگانه نيكي است و جهالت يگانه بدي.

سقراط


--------------------------------------------------------------------------------
وقتي مي‌خواني بهترين معاشران را برگزين.

سيدني اسميت


--------------------------------------------------------------------------------
فرهنگ: فرياد آدميان در برابر سرنوشت‌شان

آلبر كامو


--------------------------------------------------------------------------------
كتاب را هيچ‌گاه از روي فيلمش قضاوت نكن.

ج.و.ايگان


--------------------------------------------------------------------------------
فرزانه‌ترين ذهن هنوز چيزي دارد كه بياموزد.

جورج سانتايان


--------------------------------------------------------------------------------
درس تندخواني گرفتم و جنگ‌وصلح را در بيست دقيقه خواندم. درباره روسيه است.

وودي آلن


--------------------------------------------------------------------------------
انسان را خواندن كامل، نوشتن دقيق، تبادل راي آماده مي‌كند.

فرانسيس بيكن


--------------------------------------------------------------------------------
ذهن ظرف نيست كه پر شود، آتشي است كه بايد مشتعل شود.

پلوتارك


--------------------------------------------------------------------------------
معرفت را بر ثروت ترجيح دهيد، چون يكي گذراست، ديگري پايدار.

سقراط


--------------------------------------------------------------------------------
از دانش بي‌ثمر چه بس شعف خيزد.

برتراند راسل


--------------------------------------------------------------------------------

آموزش‌‌وپرورش آن نيست كه چه اندازه به ذهن سپرده‌ايد، يا چه اندازه مي‌دانيد، بلكه آن است كه بتوانيد تمييز دهيد چه مي‌دانيد و چه نمي‌دانيد.

آناتول فرانس


--------------------------------------------------------------------------------
چه بسيار كسان كه با خواندن يك كتاب دوراني نو در زندگي خود گشوده‌اند.

هنري ديويد تورو


--------------------------------------------------------------------------------
مهارت در نويسندگي آفريدن زمينه‌اي است كه ديگري را به فكر بيندازي.

ادوين اشلاسبرگ


--------------------------------------------------------------------------------
به كتاب‌سوزها نپيونديد. خيال نكنيد با كتمان شواهد خطاها را مي‌پوشانيد گويي كه هرگز وجود نداشتند. نترسيد كه به كتابخانه‌تان برويد و هر كتابي را بخوانيد...

دوايت ايزنهاور


--------------------------------------------------------------------------------
معرفت در كتابخانه رايگان است، فقط بي‌چنته نياييد.

ناشناس


--------------------------------------------------------------------------------
از نوشتن هم به اندازه خواندن بياموزيد.

لرد اكتن


--------------------------------------------------------------------------------
در ادبيات مانند عشق، از گزيده ديگران شگفت‌زده مي‌شويم.

اندرو موروئا


--------------------------------------------------------------------------------
تاريخ خاطره مردمان است، بشر بدون خاطره به سطح پست‌ترين حيوانات نزول مي‌كند.

ملكم ايكس


--------------------------------------------------------------------------------
به اين همه زيبايي پيرامونت بينديش و خوش باشد.

آن فرانك

--------------------------------------------------------------------------------
همه ما توانايي داريم. تفاوت در اين است كه آن را چگونه به كار ببنديم.

استيوي واندار


--------------------------------------------------------------------------------
براي انجام كارهاي بزرگ بايد هم رويا در سر پرورد و هم عمل كرد.

آناتول فرانس


--------------------------------------------------------------------------------
اگر دانشي داريد، بگذاريد ديگران شمع‌ها‌يشان را به آن بيفروزند.

مارگارت فولر


--------------------------------------------------------------------------------
قدر روياهايتان را بدانيد، چون زندگي بي‌رويا پرنده بال و پر شكسته‌اي است كه نمي‌تواند پرواز كند.

لانگستون هيوز


--------------------------------------------------------------------------------
مغز پرنشانه ذهن پرسخاوت است.

ضرب‌المثل عرب باديه‌نشين


--------------------------------------------------------------------------------
دانايي با شگفتي آغاز مي‌شود.

سقراط


--------------------------------------------------------------------------------
دو گونه دانش داريم؛ مطلبي را يا ما خود مي‌دانيم، يا مي‌دانيم كجا مي‌توانيم درباره آن اطلاعات پيدا كنيم.

سيموئل جانسون


--------------------------------------------------------------------------------
چيزي شناخته نشده جايي در انتظار شناخته شدن است.

كارل ساگان


--------------------------------------------------------------------------------
پاسخ قطعي جاري تقريبا هر پرسشي را مي‌توان درون چهار ديوار بيشتر كتابخانه‌ها يافت.

آرتوراسش


--------------------------------------------------------------------------------
فرهنگي كه مي‌كوشد انحصاري باشد زنده نمي‌ماند.

ماهاتما گاندي


--------------------------------------------------------------------------------
بايد بياموزيم برادروار با هم به سربريم يا احمق‌وار با هم از بين برويم.

مارتين لوتر كينگ


--------------------------------------------------------------------------------
هيچ‌كس فقير نيست جز فرد بي‌معرفت.

تلمود


--------------------------------------------------------------------------------
كتابخانه‌ها مخزن نيرو، وقار و ذكاوت‌اند.

جرمين گرير


--------------------------------------------------------------------------------
هر روز چيزي بخوان كه هيچ كس ديگر نمي‌خواند، هر روز چيزي بينديش كه هيچ‌كس ديگر نمي‌انديشد، هر روز كاري بكن كه هيچ احمق ديگري نمي‌كند. براي ذهن بد است كه هميشه هم‌راي ديگران باشد.

كريستفر مورلي


--------------------------------------------------------------------------------
دانايي توانايي است.

فرانسيس بيكن


--------------------------------------------------------------------------------
از خواندن يك كتاب دو هدف برآورده مي‌شود؛ يكي اينكه از آن لذت مي‌بريد، ديگر آنكه مي‌‌توانيد درباره‌اش لاف بزنيد.

برتراند راسل


--------------------------------------------------------------------------------
كتابي درباره تندرستي مي‌خواني، مواظب باش، از يك غلط چاپي ممكن است بميري.

مارك تواين